حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

9 ماهگیت مبارک عروسک ما

عروسک مامان و بابا ،9 ماهگیت مبارک .تو این عکسم حسابی مثل عروسک افتادی ، دختر گلمون تو زیباترین عروسک دنیا هستی ، خدایا شکرت که چنین هدیه ای به ما دادی   این ماهی که گذشت تغییرات اساسی ای داشتی. از حالت سينه خيز و مدل های مختلف و دنده عقبكي كه به زور ميرفتي ، تونستی چهار دست و پا بري و براي خودت سير و سياحت كني ، همچنین خداوند بهت یه مروارید قشنگ تو ابتدای این ماه داد که 8 ماه و 5 روزت که بود برات جشن دندونی گرفتیم که مطالبشو برات جدا گذاشتیم.   ابتدای این ماه و تلاش برای چهار دست و پا رفتن   اینجا 8 ماه و 4 روزته که خونه خاله منا رفتیم و شما هنوز خوب نمی تونستی چهار دست و پا بری ، البته من ش...
9 دی 1393

عزاداری های حسنا خانم در اولین محرم

فرشته نازنین ما ، اولین جمعه ماه محرم ، مجمع جهانی شیرخوارگان حسینی در ایران و برخی ازکشورهای دنیا برگزار می شه که من و بابا حسن که نذر کرده بودیم شما صحیح و سالم به دنیا بیای و تو این مجمع جهانی ببریمت ، خداوند توفیق داد و زمانی که 8 ماه و نیمت بود به این مجمع رفتیم. سقای کوچولوی ما قبل از رفتن ، هزار ماشاله ماه شدی البته ماه بودی ماهتر شدی.   حسنای عزیزمون ، در مجمع جهانی حضرت علی اصغر(ع) ، مفتخر شدیم با خوندن این نذرنامه شما رو نذر یاری امام زمان (عج) قرار بدیم ، خوندن این نذر نامه در مصلی خیلی خیلی زیبا و آرامش بخش بود و وقتی هم خونه اومدیم مشخصاتت رو به منظور ثبت نام در منتظران امروز منتقمان فردا به شماره درج شده در ...
4 دی 1393

جشن دندونی

عزيزنترين عزيزانم و آرزوي آرزوهايم، مرواريدك هاي لعل نوشينت بهانه اي ساخت تا شيرينستان نگاهت و رقص شادكاميت را به تماشا بنشينيم و شكر كنيم نعمت شكرستان حضورت را به بهانه زندگي شيرين با تو بودن و زيستن و گذر عمر چشيدن. پس بزرگ شو و بزرگ شو تا ما به تماشاي تو خوش باشيم.       اینم تزیینات جایگاه نشستنته عزیز دلمون. حالا میریم سراغ جشن   به به ، حسنا خانم ، هزار ماشاله داری دست میزنی .   حسنا ناناز از نمای نزدیک ، هزار ماشاله به این همه زیبایی ، تبارک الله احسن الخالقین.   مبارکه عزیزدلمون کلاه دندونی به سر گذاشتی ، ایشاله کلاه فارغ ااتحصیلی دانشگاه رو ...
25 آذر 1393

مرواريد كوچولو خوش اومدي

دختر حوشگلمون ، دقیقا 8 ماهه شده بودی که بابا حسن داشت بهت آب می داد که متوجه شد شما لثتو به پایین لیوان فشار میدی و یه سفیدی خیلی کوچیک روی لثه پایینت ، سمت چپ داره میگه دالی ،  فورا به مامان نشون داد البته باورمون نمی شد چون در حالت عادی هیچ چیزی دیده نمی شد فورا با انگشت ، لثتو لمس کردیم و مروارید خوشگلتو زیر انگشتمون حس کردیم خیلی خوشحال شدیم فقط دعا می کردیم زودی کامل بیاد بیرون که خیلی اذیت نشی . برامون خیلی عجیب بود چون شنیده بودیم بچه که دندون در بیاره هم خودش خیلی اذیت میشه از جهت تب کردن و درد و ... و هم پدر و مادرش رو هم اذیت میکنه ولی شما خیلی ماه بودی و خدا روشکر مریض نشدی و مارو هم اذیت نکردی. نفس مامان و بابا...
25 آذر 1393
1